ضحی عشق مامان و باباضحی عشق مامان و بابا، تا این لحظه: 14 سال و 6 ماه و 21 روز سن داره

ضحی نازی

17 ماهگی ضحی گل

1392/6/24 10:04
نویسنده : مامانی
517 بازدید
اشتراک گذاری

سلام جیگر مامان و بابا

دختر گلم امروز جمعه 22 شهریور 17 ماهه شدی یعنی یک ماه بزرگتر شدی و 17 ماه از باهم بودنمون میگذره و چه زود و چه شیرین گذشت.قلب

اول بهت بگم که یک ماهی هست که مامانی داره میره سر کار و مجبورم که صبحها جیگرگوشمو تنها بذارم و برم و از این بابت یه خورده ناراحتمگریه ولی ...هورا

روزای اول پیش مامان جون و داییا میموندی ولی به خاطر شرایط کاری مامان جون و شرایط درسی داییا دیگه نمیشه بذارمت اونجا برا همین برات پرستار گرفتم که اذیت نشی و صبحها مجبور نباشم خواب نازتو بهم بزنم.

یه روز باهم رفتیم مهدکودک که ببینم اگه شرایطش مناسب باشه شمارو بذارم مهد.

یه نیم ساعتی داخل مهد بودیم وارد که شدیم رفتیم داخل اتاق خانم مدیر شمارو گذاشتم زمین. تا پات به زمین رسید شروع کردی به کنجکاوی  دستکاری وسایل و بدو بدو کردن. دیدن این همه وسایل و اسباب بازی رنگارنگ برات خیلی جالب بودی و کلی ذوق کرده بودی. سه بار وسایل اتاق مدیر رو ریختی رو زمین و بنده خدا مجبور شد جمعشون کنه. رفتیم داخل محیطی که بچه های شیرخوار بودن اونجا دوتا نی نی بود که یکیشون همسنت بود و یکیشون کوچکتر بود. تا وارد اتاق شدیم رفتی داخل گهواره و نی نی کوچیکتره رو چند بار بوس کردی و گرفتیش تو بغلت و بهش لب میدادی. نی نی داشت چاردست و پا میرفت سریع رفتی ازش سواری گرفتی. نی نی داشت میومد طرف من پریدی تو بغلم و شروع کردی به بوسیدن. رفتیم داخل کلاس بچه های بالای دو سال. بچه ها داشتن آب میخوردن رفتی یه لیوان برداشتی آب بخوری. یه پسره جلوی تلویزیون دراز کشیده بود رفتی طرفش هرچی باهاش حرف زدی تحویلت نگرفت یهو دیدی گوشه تی شرتش بالست رفتی با انگشتت زدی رو شکمش پسره که غرق تلویزیون بود از جا پرید و ترسید. خلاصه کلی با بچه ها بازی کردی و بهت خوش گذشت.

هفته قبل با باباجون اینا و داییا رفتیم دهبکری خیلی بهت خوش گذشت.

تولد فاطمه عمو احمدت بود همونجا براش یه جشن کوچلو گرفتن ما هم از طرف شما براش بازی دومینو گرفتیم.

برات بگم از تولد حضرت معصومه (س) و روز دختر. عصر باباجون و مامان جون بتول و دایی حسین اومدن پیشت با دیدنشون ذوق کردی و کلی بازی کردی وما برات شعر روزت مبارک میخوندیم و دست میزدیم اگه دست نمیزدیم ناراحت میشدی و با انگشت کوچولوت اشاره میکردی میگفتی دست بزنین.تشویق مامان جون برات یه پیراهن خوشگل هدیه گرفته بود که برات یه خورده بزرگه ، قرار شد بزاریمش برا بعدا که بزرگتر شدی. شب هم با بابایی رفتیم بیرون به مناسبت روز دختر برات یه تاپ صورتی خوشگل گرفتیم روزت رو مبارک کردیم.هوراهوراهوراهوراهوراهورا

یاد گرفتی تلویزیون رو خاموش کنی وقتی داریم تلویزین تماشا میکنیم بدو میری خاموشش میکنی میگی ها ها ها ها و میگیم روشنش کن اصلا به روی مبارکت نمیاری.

بازی جدید یاد گرفتی. تو چشای من نگاه میکنی هرکی زودتر خندید بازنده است و میای تو چشای من زل میزنی و اصلا نمیخندی تا خندت میگیره سرتو میندازی پایین و با چشات این ور و اون وررو نگاه میکنی دیگه وقتی خندت شدت میگیری میری اون طرف تر وایمیستی و خندت که تموم شد برمیگردی و ادامه بازی البته توی خنده هات چندبار منو نگاه میکنی ببینی من میخندم یا نه که گاهی هم من ذوق زده میشم نمیتونم جلو خودمو بگیرمو بلند بلند میخندم.قهقههقهقههقهقهه

دیروز باهم رفتی خونه خاله نجیبه دوست مامان کلی با پرهام بازی کردی و پرهام هرچی برمیداشتی می خواستش دیگه آخریا که میخواستیم برگردیم باهم جور شده بودین یه طوطی خوشگل هم داشتن که همش میرفتی رویی اپن و باهاش بازی میکردی.

 الان دوروزه که حسابی سرما خوردی و حسابی بی حالی و بهانه میگیری دیروز صبح بردمت درمانگاه بیمارستان و دکتر کلی بهت دارو و دوا داد سرما خوردگیت به منم رسیده و منم حسابی سرما خوردم برا همین امروز سرکار نرفتم.

وقتی کسی خواب باشه دست میذاری رو بینیت و یواش حرف میزنی یعنی ساکت باش مثلا بابایی خوابه.

امروز یک ساعت با مکعب هات بازی کردی باهاشون برج می ساختی و توی عکساش دنبال هاپی و هواپیما و... میگشتی و حسابی ازشون لذت بردی.

 وقتی خوراکی و چیزای خوشمزه میبینی بلند میگی بَ بَ بَ تا میبینی مامانی یه لباس خوشگل پوشیده یا... ذوق میکنی و با صدای بلند میگی بَ بَ بَ.

اینم از عکسای گردش یک روزه دلفارد:

دوست دارم دختر نازم

پسندها (0)
شما اولین مشوق باشید!
مطالبی دیگر از این نی نی وبلاگی

نظرات (24)

مامان ضحــــــــــــــا
23 شهریور 92 8:54
سلام خاله جون
17 ماهگيت مبارك
مكعب هات چه خوشگلن خاله مباركت باشه
هميشه به گردش
ماماني خصوصي داري


سلام مرسی خاله جون
مامان سها
24 شهریور 92 10:44
نازی خاله جون...ایشالا 100 سالگیت


ایشالله
حسنا
24 شهریور 92 21:21
عزیزم سلام همیشه به شادی باشید دخمل خاله
ضحی گلی ببوس
17 ماهگی دخملت مبارک


سلام مرسی دخترخاله عزیز
مامان ریحان
25 شهریور 92 1:36
سلام

17 ماهه شدنت مبارک

همیشه به گردش ، من عاشق برگهای پاییزیم

عزیزم شهرایی که رفتی مال کدام استانه ؟



سلام خانومی مرسی
اینا روستاهای استان کرمانن
مامان سونیا
25 شهریور 92 8:18
17 ماهگیت مبارک ضحی خانم خوشگل انشالله 17 سالگیت رو ببینیم خانمی
همیشه به گردش و شادی و خوش بگذره به ضحی نازی


ممنوووووووووووووووووون
مهدیه ( مادر دختری)
27 شهریور 92 11:42
هزااااااااااااااااار آفرین به این دخمل خوشگل و خوش لباس بووووووووووووووووووس
مامان فاطمه ناناز
28 شهریور 92 10:55
سلااااااااااااااااااااااااااام دلتنگ ضحی خانوم شدیییییییییییم وای که چه عکسایی گداشته مامانی تولد فاطمه خوش گذشت من موندم تو بزرگ بشی مامانی میخواد چی بزاره مثلا بگه 240 ماهگی ضحی و قبول شدن در کنکور دوووووست دارم
منصوره مامان زهره
1 مهر 92 10:09
17 ماهگیت مبارم نازگلم


مرسی خاله
منصوره مامان زهره
1 مهر 92 10:09
عکسات خیلی قشنگن خاله جونم خصوصا اونا که دلفارد گرفتی.....
دلم هوای دلفارد و دهبکری کرد


دل ما هم همینطور
بهار
2 مهر 92 16:37
سلام اگه دوس داشتین برای ضحی جون قالب وبلاگ با عکسای خوشگلش درست میکنم. خوشحال میشم به این آدرس سر بزنین. www.ghalebe-weblog.blogfa.com البته با قیمت مناسب تر از جای دیگه و یه کارت پستال هدیه
معصوم/مامان جان جان فاطمه
2 مهر 92 22:44
سلام مموش خاله
اي جونم .شرمنده كه نميام و ازت خبر نميگيرم اخه ديگه دخملمون اجازه اين كارها رو نميده
17 ماهگي گلم مبارك
حالا ماماني از مهد راضي هستي؟؟
مواظب باش تو اين فصل خداي نكرده سرما نگيره...
ما اخر نفهميديم شما اهل كدوم استاني؟؟؟؟


سلام مرسی خاله
عیبی نداره این روزا همه سرشون شلوغه
نه دیگه مهد نبردمش براش فعلا پرستار گرفتم
کرمانی هستیم گلم
ببین استان ما چه جاهای قشنگی داره برا خودش شماله تشریف بیارید ببینید خوشحال میشیم
خاله منصوره
4 مهر 92 12:46
خاله دلم برات تنگ شده
بیا پیشم دیگه


خاله منم همینطور بوس بوس
قالب کودکانه
7 مهر 92 13:23
با سلام برای سفارش قالب شما عکسای دختر گلتون رو برای من ای میل کنید و من به کار طراحی قالب میپردازم لطفا اگر میشه با ای میلم با من ارتباط برقرار کنید چون بلاگفا چند روزی هست که تو سیستم خودم ارور میده و من الان در منزل مادرم هستم اینم ادرس ای میلم calendar.taghvim@gmail.com
مامان حنانه زهرا
10 مهر 92 15:12
چه زود ماشالله بچه ها بزرگ میشن وضحی جون چقدر بازیگوش وشیطونه.ببین تو مهد چیکار کرده


واقعا
میبینی توروخدا
مامان حنانه زهرا
10 مهر 92 15:14
وای عزیزم عکساش چه قشنگن مخصوصا اونایی که تو طبیعت انداخته
صبا خاله ی آیسا
11 مهر 92 14:54
17 ماهگیت مبارک عزیزه دلم خوشگلم


ملسیییییییییییییی
مامان ایمان
12 مهر 92 15:49
سلام عزیزم خوبی؟شرمنده که نمی تونستم بیام یشتون دلم واستون تنگ شده بود فدات بشممم


دشمنت شرمنده خانومی صفاتو عشقه
مامان عسل و آریا
12 مهر 92 19:39
سلام عزیزم
ممنونم که به وب عسلم سر زدید
رمز را خصوصی خدمتتون فرستادم
کوچولوتون را میبوسمممم برای من هم دعا کنید


سلام گلم ممنون
مامان پارسا
14 مهر 92 11:41
الان دیگه نزدیک 18 ماهگیشه زحمت بکش یه مطلب بذار .
مامان سونیا
16 مهر 92 9:26
وای مــــردم! روزِ ناز کودک است روز سرمســـــتی و ساز کودک است کودک است آییــــنه ی دل را صفا کودک است محصـــولی از عشق ووفا روز کودک مبارک
مامان ایدین
16 مهر 92 20:14
---$$$$$$$$__$$__$$$$$$$$$ _$$$$$$$$$$$$__$$$$$$(¯`v´¯)$ $$$$$$$$$$$$$$$$$$$$(¯`(*)´¯)$ $$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$(_.^._)$$ $$$$$$$$$$$$$$$$$(¯`v´¯)$$$$$ _$$$$$$$$$$$$$$$(¯`(*)´¯)$$$ ___$$$$$$$$$$$$$$(_.^._)$$ ______$$$$$$(¯`v´¯)$$$$$ ________$$$(¯`(*)´¯)$$ ___________$(_.^._)$ ____________$$$$$$ روز جهانی کودک مبارک
مامان ایمان
1 آبان 92 16:14
سلام خاله جون 17 ماهگيت مبارك بوسسسسسسسسسس
asal
23 آبان 92 21:48
سلام طراحی قالب وبلاگ اختصاصی تنها با 10 تومن میتونید با 10 تومن یه بالابر و قالب اختصاصی با عکس دخترتون داشته باشید کافیه برای سفارش برید به ادرس زیر و نمونه کار هارو ببیند و توی قالب دلخواهتونو سفارش بدید webnegar1.mihanblog.com توی نی نی گپ براتون درخواست دوستی دادم تائید کنید
مامان فاطمه زهرا
17 آذر 92 1:24
سلام بانو وبلاگ زیبایی دارین به ما هم سر بزنین
niniweblog
تمامی حقوق این صفحه محفوظ و متعلق به ضحی نازی می باشد